مرثیه ای برای کتابخانه روستای ایراج
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٩   کلمات کلیدی:


چند روز قبل که ایمیلم را چک میکردم دوست عزیزی عکس غم انگیزی برایم فرستاده بود که مرا بر آن داشت که مطلبی در رابطه با کتابخانه ایراج بنویسم.

از زمانی که من یادم میاد کتابخانه روستای ایراج چندین بار تغییر مکان داد اولین بار دریکی از مغازه های آقای نجفی بودیک بار در مکانی که قهوه خانه عوامل فیلم آخر دنیا بود،یک بار خانه قدیم حاج مهدی، زمانی کتابخانه دست آقای اقبال نانوای ایراج بود که مدتی کتابها گوشه نانوایی بود در آخر کتابخانه را به مدرسه قدیم ایراج بردند ودیگر کتابخانه تعطیل شد زمانی در کتابخانه ایراج برو و بیایی بود کارت اشتراک صادر میکردند برای کتابخانه انواع مجلات میامد ضبط وانواع نوارهای سرود داخل کتابخانه بود وخدایی کتابخوان هم زیاد بود اما از چند سال قبل کتابخانه تعطیل شد البته کتابی هم در آن نمانده بود یک مشت کتاب قدیمی و پوسیده و موریانه خورده حدود ۳ سال قبل آقای مهدی مرادی به مدت چند ماه کتابخانه را راه اندازی کرد می دونید بخشداری چقدرکمک کرد ۱۰ هزار تومان اما دوباره کتابخانه تعطیل شد حضرت علی (ع)فرموده است کتاب قضای روح است کتابخانه یک فضای فرهنگی است چرا ما نباید کتابخانه داشته باشیم وکارهای فرهنگی انجام دهیم حتما باز هم مشکل شاخص جمعیت است که ما تا حرفی میزنیم این شاخص جمعیت مانند غول جلویمان ظاهر میشود این مشکل روستای ما نیست تمام روستاهای منطقه این مشکل را دارند اما بالاخره فکر اساسی برای کتابخانه ایراج کردند وتعداد باقیمانده کتابها را به مدرسه راهنمایی ایراج بردند وقصه پر غصه کتابخانه ایراج پایان یافت

ماهرگز کسانی که کتابخانه ایراج را به تعطیلی کشاندند وامکانات را از ما گرفتند نمی بخشیم زمانی کتابخانه ایراج بالای ۲۰۰ عضو،۵۰۰۰ جلد کتاب ،ضبط صوت و۵۰۰ نوار کاست با ۳ مسئول داشت اما امروزه فقط خاطراتی از آن روزها در ذهنمان مانده است چه کسی مسئول است؟ ما هرگز کسانی را که باعث و بانی خالی شدن روستایمان از جمعیت شد را نمی بخشیم ماهرگز کسانی که آب شیرین وگواری ایراج را از ما گرفتند وآب آشامیدنی تلخ را برایمان به ارمغان آوردند نمی بخشیم

عکس غم انگیزی از تابلوی کتابخانه ایراج