یک خبر از ایراج پیمانکار مشخص شد؟
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦   کلمات کلیدی:

طی صحبتهای دیشب شورای ایراج با آقای جعفری یکی از اهالی روستای اردیب مسئولیت انتقال آب چشمه کتل تهجو به شهرک به آقای جعفری سپرده شد و ایشان از چند روز آینده کار خود را شروع خواهد کرد

 آب را گل نکنیم:
در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.
یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.
یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

آب را گل نکنیم:
شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!
چه زلال این رود!
مردم بالادست، چه صفایی دارند!
چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!
من ندیدم دهشان،
بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.
ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.
بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.
مردمش می‌دانند، که شقاق چه گلی است.
بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.
غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.
چه دهی باید باشد!
کوچه باغش پر موسیقی باد!
مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.
گل نکردندش، ما نیز
آب را گل نکنیم.

 دیدی آخر سهراب ؟                                      

                                            خواب بودی سهراب خواب، آب را گل کردند

           آب را گل کردند                         دیدی آخر سهراب ؟    

                         آن همه می گفتی : آب را حتی آب را گل نکنیم  

              تو کجایی سهراب ؟؟؟           آب را گل کردند ...