آقایان واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩   کلمات کلیدی:

امروزصبح پیامی از آقای .....دریافت کردم که شما شناسایی شده اید اما من اسم شما را علنی نمی کنم وشما به اسم دیگران پیام داده اید  حتی میتوانم وبلاگ شما را فیلتر کنم و ما آروون را شناسایی کرده ایم واسمش را هم میدانیم همچنین آقای.....هم در پیامی .وپیامی که از آوون برای من ارسال شده است حاوی همین نکته است
با سلام به بچه کویر
من یک نرم افزار دارم که براحتی تشخیص داد که کسی که بنام ایراجی پیام گذاشته همان بچه کویره درضمن آروون هم شناسایی شد و اسمش در اختیار برخی از دوستان قرار گرفت
با تشکر نویسنده .....

 سلام به بچه کویر
من اگر مثل آروون قصد تفرقه افکنی داشتم خیلی زودتر از اینها شما و ایشان را معرفی  میکردم ولی از لحن صحبتت اصلا خوشم نیومد چون من به شما بی احترامی نکردم من دو بار در تماس با اداره اطلاعات و مخابرات می تونستم وبلاگت را مسدود و شما را معرفی کنم ولی بارها گفتم من از اینکه هم روستایی مثل شما دارم خوشحالم که اینطور پیگیر امور هستید ولی انتقاد با توهین را نمی پذیرم و نتیجه ای جز دلسردی ندارد و بنا ندارم که اسم شمارا علنی کنم بازهم از شما تشکر می کنم
 نویسنده ....

آقایان این پیروزی خیالی را به شما تبریک میگویم اما این را بدانید قانون به شما چنین اجازه ای را نمیدهد که با متوسل شدن به کارمند مخابرات وارد اطلاعات شخصی کسی بشوید ویا ردیابی انجام دهید اصلا برایم مهم نیست که اسمم را میدانید واعلام میکنید فقط وجدانم راحت است از اینکه واقعیتها را در وبلاگم نوشتم  وبا افتخار اعلام میکنم که طرحی نو در انداختم حداقلش این بود که آقای حاج رسول دانا وبلاگی تشکیل داد و وبلاگ تعطیل شده دهیار جانی تازه گرفت و تولد ۱۰ سایت و وبلاگ را به همراه داشت و همه نگاه ها در منطقه به سمت ایراج بود اصلا از من به هر داد گاهی که میخواهید شکایت کنید تا با حجتهای قوی از خودم دفاع کنم آقای .... شما مسئولیتت را انجام بده کسی از شما نخواسته است که تجسس کنید ونام کسی را اعلام کنید آقای ..... فکر نمیکردم شما  بخواهید این کار را انجام دهید ودنبال اینگونه حرفها باشید با این کار چه چیزی را میخواهید ثابت کنید دوست دارید همه چیز در انحصار شما باشد  افتخار میکنم به اینکه توانستم از ایراج بنویسم در رابطه باسیاست نماینده نایین شورای ایراج وآقای ... که کنیه ای عمیق نسبت به من دارد ..... که عقیده اش این است که مردم ایراج نباید چاه را پر می کردند و اگر چاه را پر نمیکردند ما الان وضع بهتری داشتیم آقای .... کسانی مانند شما فقط دلسردی را به همراه می آورندخسته شدیم از این همه تک صدایی از این پیروزی شگفت انگیز خود خوشحال باشید و بدهید تا من را اعدام کنندفکر میکنید با اعلام کردن اسم من چه کار مهمی انجام داده اید(مطمئنا اشتباه میکنید) وقتی با آدمهای با طرز تفکر شما  روبه رو میشوم از خودم ووبلاگ نویسی متنفر میشوم


خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمانِ بی هدف، بادهای بی طرف

ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر

ای نظارۀ شگفت، ای نگاه ناگهان

ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن

با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها

این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خستۀ مرا، مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر