هیچکس از پایان یافتن مجلس هفتم متأسف نشد
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸   کلمات کلیدی:

 هیچکس از پایان یافتن مجلس هفتم متاسف نشد؛ مجلسی که با آن شروع پرطمطراقش، خیلی ها را به خود امیدوار کرده بود، با آن شعارهای مردمی اش و با آن حرکت سمبلیک اش در مراسم تجدید بیعت با امام خمینی (ره): مجلس هفتمی ها، در آن مراسم، تاج گل به مزار امام نبردند چون معتقد بودند اسراف می شود و نباید حتی یک ریال از پول بیت المال را نادیده گرفت.اما تب تند، زود عرق می کند. همان مجلسی که بیت المال را آنقدر پاس می دانست که حاضر نبود چند ده هزار تومان برای یک تاج گل آن هم در یک مراسم رسمی و آن هم برای امام هزینه کند، بعدها، کار را به جایی رساند که برای ضیافت خانوادگی نمایندگان، از اصفهان آشپزهای مخصوص آوردند تا برایشان "بریانی مخصوص اصفهان"، طبخ کنند. مجلس هفتم، حتی سطل زباله های معمولی را نیز برنتابید و مدتی بعد، پارلمان، مجهز به سطل زباله های هوشمند شد!هفتمی ها، در روزهای آغازین، که خیلی احساس اصولگرایی داشتند، به نمایندگان مجلس ششم خرده می گرفتند که چرا از بیت المال حواله پرشیا گرفته اند؟ ولی بعد که آبها از آسیاب افتاد، با اشتیاق تمام، حواله زانتیا گرفتند، بعضی ها سوارش شدند و بعضی ها حواله را فروختند و تعدادی نیز زانتیاهایشان را!گذشته از این، میلیاردها دلار از حساب ذخیره ارزی مملکت در زمان همین مجلس هفتم و با چراغ سبز همان نمایندگان دلسوز بیت المال! از این حساب خارج شد و به نقدینگی جامعه افزوده شد و در نهایت، تورمی که امروز شاهدش هستیم شکل گرفت.اوج بر باد دادن منابع مالی کشور- که ارزش اقتصادی بسیار بیشتری از آن تاج گل داشت- در سال 85 روی داد و مجلسی ها، با 5 متمم بودجه دولت موافقت کردند و نتیجه نیز تورم کمرشکن سال 86 و تورم وحشتناک سال 87 است.

ادامه مطلب           


مجلس هفتمی ها، که روزی در ایام مبارزات تبلیغاتی شان، بر طبل خدمت به مردم می کوبیدند و برای رسیدن به صندلی های بهارستان لحظه شماری می کردند، پس از ورود به مجلس، از آن حال و هوا افتادند و بدین ترتیب ماجرای غیبت های متوالی شان آغاز شد.
برای بسیاری از آنان، کارهای شخصی، لابی های سیاسی و بده بستان های اقتصادی و تقسیم مناصب و ... از حضور در جلسات مجلس برای قانونگذاری و نظارت بر کشور مهم تر بود. یک روز، حداد عادل به یکی از نمایندگان همین مجلس به کنایه گفته بود: این صندلی ها در فراق شما ناله ها دارد! که البته حداد گفت و حداد شنید!جالب تر و البته اسفناک تر اینکه همان تعدادی نیز که در مجلس حضور داشتند، آنقدر سرگرم کارهای مهم تری از قانونگذاری و نظارت! بودند که حتی برغم حضورشان در مجلس نیز بعضا در رای گیری ها شرکت نمی کردند. بدین سان، بارها اتفاق می افتاد که تابلوی مجلس تعداد حاضرین را مثلا 220 نفر اعلام می کرد ولی تعداد رای دهندگان به طرح یا لایحه تحت بررسی، کمتر از این عدد بود. باهنر، نایب رییس مجلس، یک بار در اعتراض به این مساله خطاب به نمایندگان گفت که آیا فشار دادن یک دکمه برای دادن رای، این قدر برایتان سخت است؟هیات رییسه مجلس هفتم نیز مرثیه خاص خود را دارد. تعامل با دولت نهم که شعار مجلس هفتم بود، در قاموس هیات رییسه، به گونه ای دیگر تفسیر می شد. اعضای هیات رییسه، در طول سالهای گذشته، بارها و بارها مانع از عمل نمایندگان به وظایف نمایندگی شان شدند.
جلوگیری هیات رییسه از تذکر نمایندگان به دولت یا حتی سوال از وزیران، به رویه ای شناخته شده در مجلس هفتم تبدیل شده بود و این امر، به حدی بالا گرفت که هیات رییسه، حتی وارد مذاکره با نمایندگان می شد تا مبادا وزیری استیضاح شود. ماجرای استیضاح وزیر بازرگانی حکایت شرم آوری از این واقعیت بود که در آن، برخی اعضای هیات رییسه و نمایندگان مجلس، حتی بیش از خود وزیر دغدغه جلوگیری از استیضاح را داشتند و البته، طبق معمول نیز آنها پیروز شدند و استیضاح شکل نگرفت.مجلس هفتم ، به تمام معنا مجلسی غیرناظر بود.سفرهای خارجی تعدادی از نمایندگان مجلس هفتم نیز که دهها هزار بار بیشتر از آن تاج گل برای ملت هزینه داشت، به حدی زیاد و البته غیر ضرور بود که صدای سایرین را در آورد.مجلس هفتم، با این همه شاهکارهایش، در اواخر عمرش، طرحی را به نام تجمیع انتخابات تصویب کرد که بر اساس آن، به تعداد ماه های نمایندگی هفتمی ها افزوده می شد. این طرح که با چهار اصل قانون اساسی مخالف بود، در شورای نگهبان رد شد ولی مجلس هفتمی ها در کمال شگفتی، بر مصوبه خود اصرار کردند و کار به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشید و در نهایت در آنجا هم رد شد.هفتمی ها، در شرایطی، مدت های مدیید از وقت مجلس را برای تصویب این طرح من درآوردی و خلاف نص صریح قانون اساسی به هدر دادند که صدها لایحه و طرح دیگر در نوبت بررسی قرار داشت که تا پایان مجلس هفتم نیز هیچکدام از آنها در صحن علنی مطرح نشد و بدین ترتیب حدود 350 طرح و لایحه بدون رسیدگی ماند و به مجلس هشتم به ارث رسید.البته از حق و انصاف نیز نباید گذشت که بودند نمایندگان سالم و وظیفه شناسی که نه تطمیع شدند و نه تهدیدها بر ایشان کارگر افتاد و در تمام این چهار سال، نه به عنوان وکیل الدوله و وکیل خانواده و دوستان و هم حزبی ها که به عنوان وکیل ملت کار کردند و صد البته رنج ها بردند که نامشان نکو باد ؛ اما جریان غالب مجلس هفتم، به گونه ای بود که جمله آغازین این نوشتار را رقم بزند: هیچکس از پایان یافتن مجلس هفتم متاسف نشد.

 

عصرایران؛ مصطفی بدرالسادات