نوشته ای از عليرضا در رابطه با رد صلايت مهندس رضوی و آقای مقيمي
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی:

چهارشنبه 10/11/1386 - 1:6

نظريه اي هست كه هرانقلابي بچه هاي خود را مي بلعد .آيا مگر ميتوان تصور كرد كه ميشود اين نظريه را كه به انقلاب اسلامي ايران نسبت داد ؟آيا امام پيش بيني ميكرد در كمتر از ۲۰ سال پس از رحلتش عافيت طلبان متظاهر به دينداري تيغ رد صلاحيت بر اصحاب و يارانش بگذارند ؟آيا امام باور ميكرد روزي خانواده هاي شهدا را كه چشم وچراغ ملت خواندشان ورزمندگاني كه در فتح المبين بر بازوانشان با افتخار بوسه زد رابي اعتقاد به اسلام ونظام بنامندشان ؟مگر ميشود باور كرد برادر شهيدي را كه قبل از انقلاب همان هنگام كه عافيت طلبان بر خلاف فرمان امام وهمسو با رژيم شاهنشاهي در نيمه شعبان حكم ولي فقيه زمان را شكستند و بر فراز خيابانهاي به خون نشسته از خون جوانان وطن براي شكستن انقلاب آذين بستند وشادماني كردند در تعقيب ساواك بود بعد از سه دوره نمايندگي مردم رد صلاحيت كرد ؟آيا ميتوان نوجوان ۱۴ ساله اي را كه به فرمان ولي فقيه زمانش به جبهه ها رفت و از نظام جمهوري اسلامي وكيان ولايت دفاع كرد و جانباز جنگ تحميلي است را ردكرد؟كافي است به سوابق رضوي ومقيمي و عملكرد دست اندركاران انتخابات مراجعه كنيد.چگونه جواب خدا را ميدهند؟