مراسم فاتحه خوانی وختم در روستای ایراج
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۱   کلمات کلیدی:

در روستای ایراج خدای نکرده اگر کسی فوت کند اولین کار خبر دادن به مردم روستا برای تشیع جنازه است که این کار را آقای حاج جعفر اکبر از طریق بلندگو انجام میدهد و جمله معروفش هم این است مثلا ((باکمال تاثر وتاسف بچه کویر دار فانی را وداع گفته برادران وخواهران محترم ومحترمه هر چه سریعتر برای تشیع جنازه حضور به هم رسانند)) وآن وقت است که تمامی مردم برای تشیع جنازه آماده میشوند  تعدادی از مردها به خانه کسی که مرحوم شده است میروند و با ذکر الله اکبر ولا الله الا الله فوت شده را به سمت غسال خانه میبرند و مردم همه نیر در اطراف غسال خانه جمع میشوند خلاصه مثل تمام مرگهای دنیا نزدیکان وخویشان گریه وزاری میکنندویک نفر هم مرده را در غسال خانه میشوید وغسل میدهد که فکر میکنم چند نفری در ایراج آن هم فقط به خاطر ثوابش این کار را انجام میدهند تا چند سال قبل غسال خانه از قبرستان فاصله زیادی است ولی چند سالی است که غسال خانه جدید در قبرستان بنا شده است نا گفته نماند که در هنگام شستن مرده مردها در یک خط می ایستند و هر وقت یک نفر جدید به این جمع اضافه میشود با صدای بلند میگوید برای شادی روح تازه گذشته فاتحه وهمه فاتحه میخوانند پس از غسل دادن وکفن کردن مرده نماز میت میخوانند دو نفر هم از قبل قبر را آماده میکنند ویک نفرهم روی چوب خرماتشهد وجمله شهادتین را مینویسند  و آن را همراه با میت دفن میکنند پس از نماز میت در بیشتر مواقع خانمها قبرستان را ترک میکنند وکار خاکسپاری بر عهده مردان است حتی اگر فوت شده زن هم باشد باید دونفر از کسانی که به زن محرم هستند میت را در قبر قرار دهند در صورتی که محرمی نباشد دونفر از خانمها این کار را انجام میدهند  وخاکسپاری تمام میشود روی قبر فوت شده را پارچه سیاهی میکشند وتا چند شب نیز فانوسی روی قبرش روشن میکنند تا ١٠ الی ١٢ سال پیش رسم بود زنها تا ٣ روز اول صبحها به خانه صاحب عزا میرفتند اما امروز این رسم برداشته شد وهمه به جای خانه صاحب عزا به مسجد میروند اما مردان ٣ روز صبح وعصر به نزدیکترین مسجد نزدیک خانه صاحب عزا میروند و فاتحه میخوانند وبه قول معروف میگویند رفته ایم ((درمسجد)) روز سوم که از روستاهای اطراف وتمام فامیل دور ونزدیک می آیند برای فوت شده سوم میگیرند ومراسم روز سوم را در مسجد امام حسین برگزار میکنند که چندسالی است رسم شده است در روز سوم ناهار میدهند در حالی که در روایاتی که داریم تاکید شده است تا چند روز باید برای صاحب عزا غذا برد وچه بهتر است که پول این غذا را در کارهای خیر صرف کنیم بچه های خدا بیامرز آقای میرزا محمد مسعود کار خیری انجام داده اند که تا سالهای سال مردم دعایشان میکنند آنها به جای دادن ناهار آب لوله کشی به قبرستان بردند و بعدش مردم هم آنجا درخت کاشتند و سرسبزی پدید آمد ویا آقای حجت الله زاهد واقایان دانا که سرد خانه را راه اندازی کردند که خدای نکرده اگر کسی شب فوت شود تا صبح در سردخانه بماند حتی دیگر روستاها  برای فوت شدگانشان از این سردخانه استفاده میکنند  خلاصه در روز سوم مراسم قران خوانی برگزارمیشود وبعد هم چند نفری منبر میروند که آقای حاج جعفراکبر نیز یک بیت شعر معروف دارد که همیشه روز سوم روی منبر میخواند

گرگ اجل یکایک ازاین گله میبرد             این گله راببین که چه آسوده میچرد

خلاصه بعد از اتمام مراسم سوم خانمها بر سر قبرستان میروند و بعد از فاتحه خواندن وپایین آمدن از قبرستان مردها هم به سر قبرستان برای فاتحه خوانی میروند و مراسم تمام میشود مراسم هفتم هم نیز با کمی تغییر الته بدون ناهار برگزار میشود تا دوهفته پس از فوت شخص پنجشنبه ها خانمها در خانه صاحب عزا جمع میشوند وهمه با هم بر سر  قبرستان و قبر در گذشته میروند مراسم چهلم وسال با همین کیفیت برگزار میشود وتمام......