ماه رمضان در روستای ایراج
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٧   کلمات کلیدی:

چند روز مانده به ماه رمضان در روستای ایراج  خانمها مسجد و حسینیه  را غبار روبی میکنند در قسمت قدیم ایراج چندین مسجد قرار دارد که هر کسی مسجد محله خود را نظافت میکند البته این مسجدها بسیار کوچک هستند ودر قسمت شهرک به غیر از مسجد امام حسین مسجد امام جعفر صادق هم  قرار دارد مردم ایراج یکی دو روز مانده به ماه رمضان به پیشواز میروند در ایراج از اولین شب ماه رمضان هرشب مراسم تلاوت قرآن ،نوحه خوانی ، وروضه خوانی در حسینیه ومسجد امام حسین برگزار میشود وتا آخرین شب ماه رمضان ادامه دارد همچنین چند سالی است که رسم شده است در روستای ایراج در طول یک ماه رمضان افطاری ودر چند شب نیز شام میدهند اما یادش به خیر قدیمها  که هنوز برق وبلندگو نبود موقع سحر هر کسی تو یک کوچه ای مناجات میکرد ومردم را از خواب بیدار میکرد تا سحری بخورند یادش به خیر بعضیها نزدیک افطار بشقاب خرمایی دست میگرفتند وبه هر کسی که از آن کوچه میگذشت تعارف میکردند زمانی که ماه رمضان در تابستان بود مردها با لباس در آب میرفتند تا کمی خنک شوند ودر زیر سایه درختان استراحت میکردند حتی کارهای کشاورزی نیز در شب انجام میگرفت همچنین برای رویت ماه شوال از آب وآیینه استفاده میکردند واگر روستاهای همجوار هم ماه را میدیدند به روستاهای دیگرخبر میدادند خدا بیامرزه کسانی را که بالای پشت بامهایشان مناجات میکردند واذان میگفتند اما امروز زحمت مناجات را بلندگو ونوارهای حاج جعفر میکشند وآقای اکبر هرچند دقیقه یک بار  از پشت بلندگوهشدار میدهد که مثلا ده دقیقه مانده تا اذان صبح  در این ماه نماز جماعت نیز مرتب برگزار میشود همیشه ماه رمضان وماه محرم رنگ وبوی خاصی دارد ماه رمضان همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد  چون ماه خداست ماه مهربانیست شبهای قدر در ایراج عجب حال وهوایی دارد قران سرگرفتن دعای جوشن کبیر هوز صدای فراموش نشدنی مرحوم ابوالحسن اکبر در گوشم است(لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ ) و مراسم شب قدر تا سحرگاه ادامه دارد همچنین هر روز بعد از ظهرها درمسجد امام حسین  تلاوت قران وزیارت عاشورا برگزار میشود وطبق سنتهای قدیم در 21 ماه رمضان حلیم نذری پخته میشود همچنین در شب 15 ماه رمضان سنتی به نام الوداع  که به زبان عامیانه به آن (البداع) میگفتند توسط بچه ها وجوانان برگزار میشود این مراسم در دوقسمت از روستا برگزار میشد توده و پشت قلعه که امروز پشت قلعه با ادغام شدن در شهرک ،شهرک نام گرفته بعد از افطار بچه ها در محل مخصوصی جمع میشدند ویک نفر زنیبل وگونی با خود می آورد و،وقتی که تعداد نفرات به 10 الی 15 نفر میرسد مراسم را شروع میکردند و به در خانه ها میرفتندواشعاری را بدین مضمون میخواندند . 

الوداع  یا رب  یا رب  رمضون
به سلامت باد   ماه  رمضون
رمضون اومده مهمونش کنید
گاو و گوساله به قربونش کنید
گاو و  گوساله اگر دست ندهد
بز و  بزغاله به   قربونش  کنید ...
خاتونو  برخیز  تا  سحر  خوریم
نون و پالوده و نیشکر   خوریم
خاتونو  برخیز  گندم  پاک کن
چَویِش در پیش ما  پرتاب  کن ...
نردبون در  آسمون  چوب  لحد  : که درستش اینه (نردبون در آسمون چون ابله است)
خشت بر  دریا زدن بی حاصله      

 باپایان یافتن این اشعار صاحبخانه هم از بچه ها پذیرایی میکرد وهر کس از آنچه در خانه داشت مقداری به بچه ها میداد( خرما،انجیر خشک،میوه،نان، گردو،بادام،نخودچی ،کشمش و...)  خوراکیها را در زنبیل وگونی میریختند تا در آخر مراسم تقسیم کنند هر سال هم به خاطر چند خانه که بچه های توده میگفتند مربوط به ما هست وبچه های پشت قلعه هم ادعا میکردند مال ماست دعوا میشد ....یادش به خیر وهمچنین همیشه در آخر هم به خاطر تقسیم خوراکیها بین بچه ها در گیری بود چه دورانی بود آن دعواهایی که از روی سادگی وبچگی بود چه لذتی داشت حتی گاهی تقسیم کننده خوراکیها که از همه بزرگتربود با گونی وزنبیل فرار میکرد وبچه ها هم به دنبالش اما متاسفانه این سنت هم به مانند دیگر سنتهادر حال از بین رفتن است  البته ناگفته نماند که این سنت چند سالی است که شب 15 ماه رمضان مقابل حسینیه ایراجیها در تهران برگزار میشود  که کار بسیار به جا وپسندیده ای است