نامه ای خواندنی به سید محمد خاتمی و ملت ایران از سوی فرزند یک شهید
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٦   کلمات کلیدی:

خاتمی به ما اعتماد کرد و ما به او خیانت

یک فرزند شهید از شهر زنجان در نامه ای سرگشاده به سید محمد خاتمی و ملت ایران با انتقاد از برخی رویکردهای بسیج گفت:« خاتمی به ما اعتماد کرد ما به او خیانت کردیم، کسانی که می گویند خاتمی ٬ این فرزند دانشمند و یادگارو امانت امام به مردم و کشورش در عرصه داخلی و خارجی خیانت کرد به یقیین همان کسانی هستند که روزگاری دل امام را می آزردند.» به گزارش پایگاه خبری یاری، یک فرزند شهید از زنجان که نظر موافق خود را برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی در سایت یاری ثبت کرده است، در نامه ای سرگشاده و زیبا حرفهای خود را به سید محمد خاتمی، ملت ایران و مخالفانش به عنوان یک فرزند شهید نوشته است.متن این نامه بدین شرح است:«روی سخن اینجانب با خاتمی عزیز نیست بلکه با مردم کشور خاتمی است . روی سخن با خودمان است باشد که قدری بیشتر به رویداد ها و واقعییات پیرامون بیاندیشیم : نخست پرسش را از دوستان و برادران و خواهران خود در بسیج و نیروهای وفادار به آرمان انقلاب دارم. ای کسانی که در سرما و گرما برای تحقق آرمانهای انقلاب و امام به میدان آمدید . در میان شما کسی هست که بگوید چرا و با چه اجازه ای دست آورد بزرگ و افتخار آمیز ملت و مردم و میراث بزرگ خمینی کبیر (ره) را به نفع یک جریان خاص ثبت کردند و آن را بیش ازپیش را در مقابل مردم و نسل جوان این سرزمین قرار دادند؟ با چه حقی این دوستان دفاع چشم بسته از عوام فریبی های آشکار دولت نهم و منتصبان به آن را سر لوحه کار خود کردند و بسیج عزیز ثمره خون هزاران شهید ایران اسلامی را سپر بی تدبیری ها و بی لیاقتی های گردانندگان حاضر در بدنه دولت نمودند ؟ مگر این نهاد انقلابی تنها ازآن شما بود که مثابه میراث خود آن را به هر شخصی که از راه رسید پیشکش نمودید؟ به چه حقی دفاتر بسیج در دانشگاه ها را به تریبون دولت نهم برای ریا کاری ها و درشت گویی ها و مظلوم نمایی ها تبدیل کردید؟ اکنون چه کسی حیثیت لطمه خورده بسیج در میان اندک حامیان باقی مانده خود در میان جوانان این مرز و بوم را جبران خوهد کرد ؟ همان کسانی را که شما از آنها طرفداری می کردید؟

 بقیه در ادامه مطلب


گمان نمی کنید اگر شما نیت خالصی در دانشگاه ها و پایگاه ها برای اقدامات انسان دوستانه دارید ٬ هستند نامردانی که در لباس بسیجی ولی برای منافع خود حاضرند از شما و احساسات بزرک منشانه تان به نحو احسنت برای خود استفاده ببرند؟ آیا فکر نمی کنید چرا نهاد مستقل و غرور آفرین بسیج ناگهان به یک امتیاز و رانت بزرگ برای دولت و افراد خاص معلوم الحال تبدیل شد؟ دوستان من نیت هامان برای بسیجی بودن چه بود؟ رسیدن به قدرت بود؟ تحمیل اندیشه ها بود؟ زور گویی و بد اخلاقی بود ؟ دفاع از ظلم و عدم سعه صد بود ؟ آیا برای رسیدن به پست و مقام و دنیا طلبی بود؟ مکتب و مرام ما این بود؟ آزردن مردم بود؟ به خدای بزرگ که ایچنین نبود ٬ مرام ما زیبایی بود ٬ مردانگی بود ٬ یار مظلومان و خشم اهریمنان بود . امید امام ( ره ) این بود . اما اکنون چه ؟ آیا بسیج جیره خوار دولت است؟ اگر که نیست به قول سعدی بزرگ گر بت نمی پرستی با کافران چه کارت؟من و شما همه می دانیم که انسان های منافق و ریا کار در همه جا هستند حتی در بدنه بسیج عزیز و همانند بلای به جان ریشه ها و تنه این درخت نیرومند افتاده اند تا آن را بپوسانند . اکنون شما چرا بی تعقل و اندیشه از آنها پیروی می کنید؟ شما را به خدا مگر نشنیدید که امام علی (ع) در جنگ جمل به یک رزمنده از سپاه خود در پاسخ به پرسشش در باره حق بودن خود یا عایشه فرمود : ای برادر عرب تو در گزینش حق دچار مشکل شده ای ٬ تو آدم ها را ملاک حق گرفتی نه اندیشه ها را . شما را به خدا مگر نه این است که علی فرمود خداوند نعمتی بالاتر از عقل نیافریده است . پس اکنون من و شما چرا باید به جای اندیشه ها آدم ها را ملاک حق بگیریم؟ مگر علی و عایشه ٬ همسر و داماد پیامبر نبودند؟ پس چرا این رابطه با پیامبر امام را از ارشادو اصلاح انحراف عایشه منصرف نکرد؟ شما را به خدا ٬ چرا پس آدم ها را ملاک حق گرفته ایم نه اندیشه ها و اعمال آنان را؟ چه کسی به من و شما اجازه می دهد که بسیج را به اسم مصادره کنیم؟ چرا اندیشه نمی کنیم که اندیشها ملاک کارهای ما باشد نه آدم ها . چرا نمی خواهیم باور کنیم که دنیا پرستی و جاه طلبی و انحصار گرایی می تواند به سراغ همه ما برود حتی تا نزدیکی برگزیدگان الهی چه برسد به امثال کسانی که ما در صحنه قدرت آنها را می شناسیم؟

چرا حساب خود را از خیل خائنین به ملت و انقلاب و امام ورهبری و بسیج جدا نمی کنید؟ به خدا قسم ما هم به اندازه شما نگران آخرتمان هستیم ٬ ما هم به فکر آموزه های دینمان هستیم ٬ ما هم پیرو و شیعه علی ( ع) هستیم . ما هم نگران از دست رفتن معنویت در جامعه و فضای کشورمان هستیم . ما هم دلمان می خواست پیام صلح و ندای آزادی بخش اسلام را در جهان طنین انداز شده ببینیم . اما خدای شما گواه شما باشد این گونه؟ و

قتی تقریبا همه کشورهای دنیا به دشمنان ریز و درشت اسلام و اندیشه های امام و انقلاب تبدیل شده اند؟ وقتی حتی مردم خودمان از دست خودمان خسته شده اند؟ در شرایطی که قشر اسلام را گرفته و مغز و هسته آن را به دور افکنده ایم ؟ شما بگوید اکنون چه کسی دشمن ماست؟ خودمان یا استکباری که همیشه به آن پرخاشگری می کنیم؟

بله ٬ این ما هستیم که دشمن یکدیگریم . این ماییم که کارهایمان به همه می ماند جز به وجود مبارک پیامبر و علی ( ع). و روی دیگر سخنم با سایر دوستان و جوانان سرزمین مان ایران است . آنان که روحشان از ناملایمت ها ٬ بی تدبیری ها ٬ شعار ها و یک عمر نمایش بازی کردن ها خسته و پژمرده شده ٬ آنان که راهشان را در نا کجا آباد پیدا کرده اند ٬ دختران و پسرانی که امید در چشمانشان خشکیده اما هنوز سرازیر نشده است .

یار های دبستانی من ٬ چه کسانی که سالم مانده اید و چه کسانی که تند باد حوادث و روزمرگی ها و ناملایمت ها و فریب کاریها دامان پاک شما را اندکی آلوده ٬ به خدای سوگند که قرار نبود اینچنین شود .به خدای سوگند که امام مهربان شما ٬ با آن چهره خندان در ابتدای کتاب های درسی مان ٬ می خواست ایرانی آزاد و بزرگ و آباد و رفیع برای خودمان بسازیم . ما امید او بودیم آنجا که گفت ( امید من به شما دبستانیهاست ) . ما امید خودمان نیز بودیم و هستیم . اکنون اگر فرسنگ ها از اهداف آن بزرگ دل شکسته از ریاکاران مقدس پیشه به دور افتاده ایم . تا به امروز مقصرش ما نبودیم ٬ وظیفه ما درس خواندن و کار کردن بود . اما امروز دیگر ما بزرگیم ٬ ما همه کاره ایم . امروز دیگر این ماییم که تعیین می کنیم ایرانمان آزاد و سر افراز و الگو باشد یا نه؟ پس چرا به عقب بنشینیم و پا به پیش نگذاریم؟ دوستان من در هر اندیشه ای که هستید و هم کلاسهای دیروز و همرزمان امروز وطنمان ایران ٬ آنچه مرا بر آن داشت که این متن را بنویسم اطمینان به شعور بالای شما در تصمیم گیری و آگاهی به مصالح خود بود .

 آن کسانی که می گویند خاتمی ٬ این فرزند دانشمند و یادگارو امانت امام به مردم و کشورش در عرصه داخلی و خارجی خیانت کرد به یقیین همان کسانی هستند که روزگاری دل امام را می آزردند . چگونه کسی را که امام فرزند فاضل و با تقوای خود خواند می تواند امانت مردم و امام را بفروشد ؟ چگونه کسانی که امام روزگاری به ایشان گفت شما یک نانوایی را هم نمی توانید اداره کنید می توانند از دستاورد مردم که استقلال و آزادی و جمهوری بود حفاظت کنند؟ شما را به خدا دوستانی که با اندیشه های خاتمی در سالهای حکومتش مخالف بودید و آن را علنی اعلام می کردید و چشم در چشم او می ایستادید و او را متهم می کردید؟ او هم شما را آزرد؟

امروز کسی می توانند چنین کاری را با صاحب دولتتان بکند و بی هراس از پیامد آن باشد؟ دوستانی که می گوید خاتمی فساد را به ارمغان آورد - چگونه او را متهم می کنید که رو سیاه خود مائیم نه او . کسی که باید شرم سار باشد خود مائیم نه او . همانند کسانی که منتظر فرصتی برای آشکار کردن نیات خود باشد ما خاتمی را برای خودمان و پاسخی برای شهوتهایمان می خواستیم نه برای ایرانمان و نه برای سربلندی وطنمان . او به ما اعتماد کرد ما به او خیانت کردیم .

خاتمی عزیز به ما ارمغان هویت دوباره و تلاش برای احیای وطن داد و ما در پی خوشگذرانی خود بودیم نه به فکر مردم و کشور خود . دوستانی که ادعا می کنند عزت و آبروی ما در جهان در دوره خاتمی از بین رفت - عزت و آبرو را برای ما چرا معنا نمی کنند ؟ می دانم و می دانید همانگونه که اطراف پیامبر و علی و فرزندان او را هم انسانهای منافقی گرفتند که نیات شان از پس چهره حق به جانبشان معلوم نبود ... یقینا فرزند فرزندانشان که خمینی کبیر و خاتمی باشد نیز از این قضایا مستثنا نبودند . شکی نیست که برخی باز به طمع پست و مقام دور او را خواهند گرفت اما مهم برای ما آمدن و همراه شدن با مردی است که در راه امام ( ره ) گام بر می دارد و در شب ها ایستاده است و سیرت او شبیه ترین آنها به جد بزرگوارش علی است .»