مناجات سحر به سبک مجری تلویزیون!!!!
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٥   کلمات کلیدی:

خدایا در اتاق این وزیر و وکیل زیاد مونده بودم ، تا حالا خبر نداشتم تو هیچوقت من را پشت در منتظر نمی گذاری ، تو هیچوقت با کسی دیگری جلسه نداری ، تو مسئول دفترهای بد خلق و چاخان نداری که منو روی خط اشغال دیگران منتقل کنند

 خدایا تو این ماه مبارک رمضان قاضی های مهربونی داری که رقتند قانون مجازات اسلامی را خواندند فقط به عفو رحمت حکم می کنند

 خدایا پلیسهای نیروی انتظامی فقط شیطان را دستگیر می کنند و خدایا مامورای شهرداریت از خونه امید ما تا خونه رحمت تو پل می زنند

 اما امروز دلم گرفت وقتی به صندوق پستی دلم مراجعه کردم دیدم خدایا یک ایمیل برای من گذاشتی بودی و من مدتهاست که نخوندمش ، نوشته بودی ، دوست من بنده من سلام

 از صبح تا حالا دارم نگاهت می کنم ، صبح دیر از خواب بلند شدی و بازم کلاف سر درگم آرزوهای دنیا را به این طرف و آنطرف بردی و بلند شدی شیر آب را باز کردی

 گفتم الحمدالله می خوای بری یک ابی به صورت خودت بزنی و وضو بگیری و با من حرف بزنی ولی دیدم باز هم سرت به کارت مشغوله بنده من

 صبح تا ظهربی خستگی کار کردی ، شب خسته و کوفته آمدی خانه و یکراست رفتی خوابیدی

یعنی بین اینهمه تماس تلفنی و گپ زدن ،نمی تونستی چند دقیقه به دلت مراجعه کنی

با من که خدای تو هستم

 صحبت کنی ، خدایا ببین من این سحر نخوابیدم تا با تو حرف بزنم و خدایا ببیین دیگه لباس من رنگ هم تیمی های گناه نیست

 ببین دستم را دراز کردم

 رو به قبله ی تو ، تنها نیامدم با علی بن موسی الرضا از مشهد

 ای امام رضا ترا به حق دعای خیر پدرو مادرها و تو را به حق حرمت اهل حرم و به حق کبوترهای دل شکسته حرم دست ما را بگیر و به خدا نشون بده که ما یک بزرگی در این ملک بنام امام رضا داریم که دعای سحر را برای ما روایت می کنه