خاطره توریستها از سفر به کویر وروستای ایراج (مربوط به یک هفته قبل)
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸   کلمات کلیدی:

کویر، آفتاب، خنکی، ستاره‌ها، آدم‌های دلچسب 

خانه‌های خشت و گلی روستایی با سقف‌های گنبدی … روستاهای کویری عجیب سوت و کورند و تنها شاید با فاصله‌های زیاد پیرزن یا پیرمردی را ببینی که از جایی به جای دیگر می‌رود. بازدیدکننده‌هایی که به این روستاها می‌روند با شلوغی و لباس‌های رنگی رنگیشان بدجور فضای روستا را به یکباره عوض می‌کنند … اینجا روستای ایراج است که یک قلعه و خانه و قبرستان قدیمی متعلق به زرتشتی‌ها و سروی هزار ساله دارد … این هم سایت یکی از اهالی روستا

برای دیدن ادامه مطلب وعکسها به این آدرس بروید www.safzav.wordpress.com

کوه‌های سایه‌ای …

خانه های قدیمی ایراج

 

جمعه (3/آبان/87) صبح - روستای ایراج
یک قلعه قدیمی روی تپه، قبرستان، سرو هزارساله روستا و چیزهای دیگر. اهالی روستا مثل بیشتر مردم که فرق سرو و کاج را نمی‌دانند درخت را کاج می‌نامیدند. روستای ایراج کوچه‌باغ‌های باریک و پیچ در پیچی دارد که درختان انار در همه‌شان خودنمایی می‌کند. سرخی‌ انارها آن قدر بود که پشتمان را به قاعده فقهی حق‌الماره گرم کنیم و از آن‌ها دل نکنیم! پای در جوی آب خنک، تکیه بر دیوار گلی و انار به دندان، این یکی از لذت‌های سفر بود.خانه‌ها، کوچه‌ها، رنگ‌ها و تمام مناظر روستا من را به یاد نقاشی روی کارت تبریکی می‌انداخت که سال‌ها پیش غرفه سروش در نمایشگاه کتاب بهم داده بود. انگار آن نقاشی را از همین روستا کشیده‌اند! اگرچه این برخلاف اصول شغلم به حساب می‌آید اما من بافت‌های فرسوده روستایی را دوست دارم. هر قدر هم که ناپایدار و سخت دسترس باشند!آدم‌های خونگرم و مهربان ایراج را هم دوست داشتم. پیرمردها و پیرزن‌هایی که حضورشان در کوچه پس‌کوچه‌ها هویت روستا را کامل می‌کرد.ادامه این خاطرات را میتوانید دراین وبلاگ بخوانیدhttp://daftaretajrobeha.blogfa.com